منتظر
![]()
منتظر
بگو :ای نازنین ! به دیدارم کی می آیی ؟
خیالم مکدر و اشکم خشک شد، کجایی؟
گر گناهی دارم ازجام ِ مستی و دیوانگی
کی می آیی ؟، این گناهم را به بخشایی؟
من همانم ، بی تاب و توان ز عشق تو
درره عشق تو مانم ، آنچه ، تو فرمایی ؟
گر چه می دانم به چشمت ، بس زبونم
ز گناهم بگذر، که به هر خصلت زیبایی
گرز شیدایی نیاسایم ،به عشقت سراپایم
نشستم تا بیآیی، گره از داغ دلم بگشایی
گرهمدم با تو باشد ، به دلبندی نه شاید
مهرم تویی، جانم تویی ،می دانم با مآیی

سلام