گفتی..و...رفتی
گفتی....و ..رفتی
توکه گفتی دوستم داری
تو که گفتی عاشقتم
تو که گفتی فدات میشم
......
وقتی رفتی
دیدم
که به شوق من آمده بودی
همچو رهگذری بودی
که روی برگ های پاییزی راه میرفت
وآن صدای
خش خش برگ ها
همان آوازی بود
که من گمان میکردم
می گویی
دوستم داری.
همدم
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۱۴ ساعت توسط علی همدم
|
سلام