سلامی از بوی شقایق بهاری به همه دوستان

 مدتی است به دلایلی ... نمیتونم به وبلاگ سر بزنم

 امروز که فرصتی حاصل شد و وبلاگ را باز کردم انبوهی از نظرات عمومی و خصوصی دوستان گرامی روبرو شدم به خصوص اشنایانی که تولدم را تبریک گفته بودند ضمن تقدیر و تشکر از همه دوستان و اشنایان به حضور مبارکشان عرض می کنم

باعرض پوزش نظراتی که لازم بود ومورد تایید قرار گرفت و ازبقیه نظراتی که قابل تایید نبودند صرف نظر کردم امیدوارم  به بزرگواری خودشان مرا مورد عفو قرار بدهند

 با احترام  همدم

مرحم دل

به سوزای دل , کز تو دگر دل نمی شود

به سازای دل, که ساز تو عاقل نمی شود

به تنهایی بزن, نوای غم بی وفایی ها را

شکسته تار وفا , که برتو مایل نمی شود

آهسته بران مرکب خویش در این وادی

که دل شکسته دگر بر تو حایل نمی شود

به اشک دیده به سوزدر چشم شب تنهایی

که بر میثاق شکسته امیدی نازل نمی شود

با انکه هستی باش , که سوز جگر گوید

بوی گل یاس, به سوی ساحل نمی شود

برون شو ز بار هوس که ایام عاشقی

به برگ برگ خاطرات ,داخل نمی شود

نظری به ایام رفته کن , در تنهایی شب

که قصهء نا تمام تو, دگر کامل نمیشود

به همدم نگو که سوز دل داری ز فصل

کز سوز دل, مرحمی حاصل نمی شود

 10/2/92