در غیاب تو

رفتی و درغیاب تو رفت, بوی گل


خزان گشت بهاردل  ,به خوی گل


غریب شد دربیشهءغم, به بوی عشق


به یاد تو می زند سازی, با سبوی گل


کس نیست بشنود فغان مست درون


سبو دهد وبنگرد , به زردی روی گل


روزی که رفته ای , ز گلشن مراد من


خالی شدست سینه , زعطرو بوی گل


نشدی ز مردم عامی , به صدق ووفا


که کلام عشق تو بازآید , به سوی گل


عمری نگه داشتم رازمهرتو , درسینه  


غافل شدم که برتونزیبد , حس بوی گل


 دگربرای توحدیث عشق , فدا نمی کنم


هرچند شبنم دیده می بارد, زروی گل

20/2/92 همدم