حقیت زندگی

دوستی درخواست کرده نقش هنر را در حقیقت زندگی بیان کنم

دوست گرامی ...

    از من خواستی تا در موردهنر برایت بگویم 

 اما هنر برای من  در نویشته ها نیست که چیزی بگویم وبرای تو انچه به فوت وفن باشه داری  وبه تمرین وتکرار به مهارت کامل میرسی  /

من انچه میتوانم بگویم هنر زندگی است نه چیزی دیگر و ان هم امیخته با عشق به درون هنر, انچه هنر در نزد عالمان هنر موجود است ان نیست که در بین عامیان است  عالمان به  درون هنر عامیان به برون هنر می نگرند

با ید بدانی که:

در زندگی چیز هایی وجود دارند نباید از انها غافل باشیم  قبل از انکه هنرمند ودکتر و مهندس و..... با شیم یک انسانیم

انسانی  نیاز مند به  نیاز های درونی و برونی خود  که از دیگران می گیریم از مردم این کوچه و بازارو محله

حتی نیاز های احساسی ما از همین انسانهاست  و در کنار همه انسانها  دلهایی وجود دارند در درون این دلها عشق ها موجوده که به هم وصل شدند  این رشته های وصل همان طپدن,لرزیدن,گریستن,خندیدن و....... است که ما را بهم می رساند اگر به این ها بی اعتنا باشیم دیگر ما نیسیم  بلکه   درختان خشک وگندیده مردابیم  که مثل غرباغه در شب مرداب غرغر میکنیم و در روز از اینجا بانجا می جهیم تا مردابی دیگر بیابیم و دوباره غرغر کنیم

ما اگر هنرمند با شیم که نیستیم بخود نمی اندیشیم  که به درجه والا برسیم  به درون  دل انسان ها نفوذ می کنیم  شاید بگید راهش چیه

راهش   به درون خود رفتن   تا از ضمیر خود به انسان هااندیشیدن به نیاز ها جواب دادن ,  ان ضمیر خود را به بیرون دادن وووو....

من چندین راز رسیدن به حقیقت زندگی را برایت می شمارم

 

رازهای برای رسیدن به حقیقت زندگی

راز اول: ‌تمامی آن‌چه به منظور خوشحالی و خوشبختی واقعی بدان نیاز داریم، در درون ماست 

راز دوم: تصویر ذهنی درست از خود، ما را به حقیقت زندگی هدایت می‌کند. هر انسانی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که من کیستم و چه می‌توانم انجام دهم. تصویر ذهنی هر انسانی، پایه‌ی اصلی شخصیت و رفتار‌های اوست. به‌عبارت دیگر، تصویر ذهنی ما از خود، نشانه‌ای از احساس فضیلت و بزرگی ماست و نشان‌می‌دهد که چه کارهایی از ما ساخته است‌ و چه کارهایی از ما ساخته نیست. انسان‌ها حقیقت زندگی را با تصویرهای ذهنی خود‌ می‌سازند. آری تصویر ذهنی زیبا از خود، موفقیت‌ها را می‌سازد و موفقیت‌ها، باعث بهتر شدن تصویر ذهنی انسان از خود می‌گردد. تصویر ذهنی ما از خودمان، نمادی از مجموعه‌ی باورهای ما در فضای زندگی است.

راز سوم: هدف زندگانی، آن است که تمام توانایی‌های بالقوه‌ی خود را به‌عنوان یک انسان خود‌شکوفا‌ بشناسیم و آن‌ها را شکوفا کنیم و بهترین خویشتن خویش را از خود ظاهر کنیم و به بیش‌ترین رشد و شکوفایی برسیم.

راز چهارم: تغییر در وجود، نه‌تنها ممکن و میسر است بلکه اجتناب‌ناپذیر است‌ زیرا تا ما تغییر نکنیم، زندگی‌مان تغییر نمی‌‌کند. انسان‌های سعادتمند، ‌مرتباً می‌شوند و می‌روند‌ زیرا تا نشوی، نمی‌شود و تا نروی، نمی‌رسی.

راز پنجم: تمام مشکلات، موانع و مصائب زندگی، در‌واقع درس‌هایی هستند که به انسان می‌آموزند و انسان را می‌سازند. آن‌ها فرصت‌هایی در لباس مبدل‌اند. حتی گاهی مشکلات، الطاف خفیه‌ی خداوند هستند که باعث رشد و شکوفایی انسان می‌شوند. پس آن‌ها را گرامی بداریم و از آن‌ها بیاموزیم.

راز ششم: تلقی ما از واقعیت، ساخته و پرداخته‌ی فکر و ذهن ماست. پس واقعیت‌های زندگی ما می‌توانند با اندیشه‌های ما تغییر کنند. بنابراین مراقب اندیشه‌های خود باشیم تا واقعیت زندگی‌مان را زیباتر کنیم.

راز هفتم: ترس و تردید، سرزندگی و نشاط را از انسان می‌رباید. با باورهای عالی و توکل بر خداوند، هرگونه ترس و تردید را از فضای فکر خود دور کنیم و در وادی یقین و عشق، محکم و استوار به جلو برویم و زندگی پرحاصلی را در محضر خدا و کائنات خلق کنیم.

راز هشتم: مادامی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان عشق نورزیم، نمی‌توانیم به کسی عشق بورزیم و از عشق دیگران نسبت به خود بهره‌ای ببریم. پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقدیم کنیم تا بتوانیم مظهر عشق‌ورزی برای دیگران باشیم.

راز نهم: تمامی ارتباطات ما با کائنات و دیگران، آیینه‌هایی هستند که خود ما را نشان می‌دهند و تمامی مردم، آموزگاران ما به‌حساب می‌آیند. پس با خودباوری و اعتماد‌به‌نفس، زیبا‌ترین رابطه‌ها را برقرار‌کنیم و از کلید طلایی ارتباطات، برای باز کردن هر درِ بسته‌ای در زندگی استفاده کنیم و موفق شویم.

راز دهم: سعادت واقعی در زندگی، در نحوه‌ی عکس‌العمل ما در مقابل رخدادها و حوادث زندگی است‌ نه در بخت و اقبال. بنابراین خود را مسؤول زندگی خود بدانیم و تقصیر را به عهده‌ی دیگران نیندازیم تا بتوانیم با عکس‌العمل‌های مناسب، حقیقت زیبای زندگی را به واقعیت قابل قبول تبدیل کنیم و به خوشبختی و سعادت برسیم.

راز یازدهم: حقیقت زندگی، بر مبنای عشق استوار است. انسان‌های موفق و کامیاب، وجود خود را با عشق ، جذاب و منور می‌کنند و با تقدیم عشق به انسان‌های دیگر و به کل کائنات، به زندگی سعادتمندانه‌ای می‌رسند.

راز دوازدهم: از آن‌جایی که انسان‌ها در مسیر زندگی گاهی از اجرای درست قانونمندی‌های زندگی غافل می‌شوند و با اندیشه‌های غلط و القائات منفی دیگران، از مسیر درست زندگی به بی‌راهه می‌روند، بنابراین ارزیابی مستمر کیفیت زندگی و اصلاح لحظه‌به‌لحظه‌ی خود، می‌تواند انسان را در مسیر درست و رسیدن به حقیقت زندگی هدایت کند. زیباترین معیار ارزیابی کیفیت زندگی، این است که در پایان هر روز، از خود سؤال کنیم که آیا من روز پرحاصلی داشتم و از لحظه‌های زندگی خود ‌لذت بردم؟

 با اجرای درست رازهای حقیقت زندگی، به این نتیجه می‌رسیم که:

تمامی آن‌چه که برای خوشحالی و خوشبختی واقعی در زندگی به آن احتیاج داریم، هم‌اکنون از‌آنِ ما و در اختیار ماست و ما باید به‌عنوان این   انسانی متفکر واندشمند ,    در هر لحظه، هوشیارانه قانونمندی‌های رسیدن به حقیقت زندگی را اجرا کنیم تا بتوانیم از مواهب آن استفاده کنیم و از لحظه‌های زندگی در مسیر کمال لذت ببریم........... همدم